وبلاگ طرفداران حسین زمان

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 18 مرداد ماه سال 1387
تولد ۴۹ سالگی آقای زمان

قرار بود برای امروز از نوشته‌های دوستان استفاده کنم که متاسفانه فقط نوشته یکی از دوستان، جناب آقای مسعود قربانی به دستم رسید و بقیه دوستان به دلیل مشغله کاری نتوانستند که به موقع نوشته‌هایشان به دستم برسانند.

 

خب دوستان در جریان هستند که امروز 18 امرداد تولد آقای زمان هست و من هم این روز را به ایشان تبریک میگویم و امیدوارم که سالهای سال باشند و ما هم از هنر ایشان در راستای آزادگی و انسانیت بهره مند باشیم.

 

اما برای اینکه امسال و در سالروز تولد آقای زمان اینجا هم زیاد خالی از لطف نباشد چهار تا کاغذ دیواری از  تصاویر ایشان تهیه کردم و چند آهنگ موبایل از آهنگهای ایشان را درست کردم تا دوستان از آنها استفاده کنند.

البته یکی از دلایلی که باعث شد این دفتر به تاخیر بیفتد مشغله کاری زیاد من بود که نتوانستم به موقع مطلب خوبی را تهیه کنم با اینکه از دو هفته پیش به فکرش بودم اما خب بنا به دلایلی نشد.

حتی نوشته‌ای تحت عنوان «صد سکانس حسین زمان» را داشتم آماده می‌کردم که بهتر دیدم در یک زمان مناسب و با مشورت خود آقای زمان انجام بدهم. البته تا حدودی آماده کرده بودم اما از آنجایی که نسبت به بعضی از تاریخها شک داشتم نتوانستم به طور کامل آماده کنم، نکته دیگر در این زمینه که باعث شد از انتشار آن منصرف شوم جویا شدن نظر آقای زمان بود که متاسفانه نتوانستم با ایشان تماس بگیرم و دیدم که به لحاظ اخلاقی درست نیست که بدون اجازه ایشان منتشر بشود.

در مورد این کاغذ دیواری‌ها هم چون قبل تمامی این عکسها به عناوینی منتشر شده‌اند اینجا به حالت کاغذ دیواری منتشر میکنم. حتی از درج عنوان وبلاگ و طراح هم خودداری کردم تا دوستان بهتر بتوانند استفاده کنند.

البته امروز که میخواستم این نوشته رو آپ کنم دوست خوبمون آقای کلاهچی ترانه مترسک رو برام ایمیل کرده بودند که اونو در پائین قرار دادم تا دوستان استفاده کنند. من که خودم کلی لذت بردم.

 

البته تغییر قالب هم اتفاقی هست که سعی میکنم که در چند وقت آینده انجام بدهم دنبال یه قالب خوب هستم و اگر از دوستان کسی قالب خوبی برای بلاگ‌اسکای در نظر دارند حتما خبرم کنید تا یک سر و سامانی به اینجا بدهم.

 

این هم چهار تا کاغذ دیواری که قولش را داده بودم برای دیدن در اندازه واقعی روی آنها کلیک کنید.

 

 حسین زمان

  حسین زمان

 

برای دانلود آهنگها هم در اینجا راست کلیک کرده و save target as انتخاب کنید.

برای دانلود مترسک هم از اینجا اقدام کنید.

اکبر یارمحمدی

حسین زمان

حسین زمان


چهارشنبه 5 تیر ماه سال 1387
مصاحبه حسین زمان با پیله های شیشه ای

حسین زمان رو جدا از آثارش با حس مسئولیت و ایران و ایرانی دوستی اش شناختم . وقتی که مصطفی ازقندی از من خواست با حسین زمان گفتگویی داشته باشم اول افسوس خوردم که کاش فرصتی می شد تا گپی رودررو داشته باشم ، چون می دانستم آقای زمان پر از قصه های نگفته است که برای من و ما جای شنیدن و درس گرفتن بسیار دارد چه در باب هنر و موسیقی و چه در زمینه های دیگر ... اما نشد ! سپاس از آقای زمان که در شلوغ ترین وقتشان جایی برای پیله های شیشه ای باز کردند و به سوالات ما پاسخ گفتند وحالا این گفتگوپیش روی شماست .

سعید مزینانی    

*****************

 

به عنوان اولین سوال، در حال حاضر کجا هستید و مشغول چه کاری می باشید ؟
من هم اکنون در جزیره کیش زندگی میکنم و مشغول تدریس در دوره های بین المللی دانشگاه شریف در کیش هستم.

 

چرا اینقدر کم کار شده اید ؟
من کم کار نیستم فکر میکنم تولید شش آلبوم در پرونده فعالیت 11 ساله گویای این است که من کم کار نبوده ام آن هم در شرایطی که تقریبا مخالف جریان آب نیز مجبور به حرکت بوده ام. شاید منظور از کم کار بودن عدم حضور در برنامه های تلویزیونی است که بحث دیگری است . متاسفانه کانال ارتباطی هنرمندان موسیقی در کشور ما بخصوص برای بعضی از هنرمندان فقط صدا و سیماست و صدا و سیما نیز با سیاست هایی که دارد در اختیار عده خاصی است .
 

اصولا معیارتان برای انتخاب ترانه چیست ؟
به نطر من بالاترین ارزش ترانه در پیامی است که در آن نهفته . ترانه بایستی بتواند به آگاهی من و تو بیافزاید ، ترانه بایستی تلنگری باشد برای به خود آوردن من و تو .ترانه در عین سادگی و ساده فهم بودن بایستی به واقعیت های زندگی ما بپردازد . البته این چیزی که من میگویم با موعظه و سخنرانی خیلی فرق میکند ، تجربه نشان داده موعظه و سخنرانی برای جوانان ما جذاب نیست ولی ترانه در قالب موسیقی میتواند از جذابیت بالایی برخوردار باشد . اگر بخواهم خلاصه بگویم بایستی عرض کنم که از نظر من ترانه کلامی زیبا و ساده است که به مقتضای زمان از پیامی برای مخاطب برخوردار می باشد.

 

نکته قابل توجه در آثار شما از ابتدا تا به امروز انتخاب ترانه های اجتماعی و عرفانی بوده ، و هیچگاه همسو با بازار روز نبوده اید ، این دیدگاه از کجا شکل میگیرد ؟
من همانطور که به سینمای گیشه ای اعتقادی ندارم به موسیقی بازار پسند نیز معتقد نیستم چرا که معیارهای بازار موسیقی ما معیارهای سالمی نیستند.

 

زمانی آثار شما به مراتب بیشتر از اینها در صدا و سیما مورد استفاده قرار می گرفت، اما بعد از مدتی همکاری شما با صدا و سیما قطع شد ! چرا ؟ ( بعد از مدت کوتاهی دوباره برگشتید، اما چندان پایدار نبود و دوباره سکوت کردید )
من به خواسته خودم و بعنوان اعتراض به سیاست های صدا و سیما برای مدت حدود 4 سال خود را از حضور در صدا و سیما محروم کردم و البته صدا و سیما نیز به شدت استقبال کرد گویا این احساس کاملا دو طرفه بود . در این 4 سال دوستان زیادی به من انتقاد میکردند که اگر با صدا و سیما مشکل داری چرا ما را از شنیدن صدایت محروم کرده ای . خوب تا حدی مرا به فکر برد و از طرفی این مسئله که صدا و سیما ملک شخصی آقایان نیست مرا بر آن داشت که پس از تغییر مدیریت جدید صدا و سیما اصراری بر ادامه تحریم نداشته باشم و بیشتر هم بخاطر خواسته جوانانی بود که از من میخواستند فرصت شنیدن کارهایم را از صدا و سیما به ایشان بدهم دیگر حساسیت زیادی به خرج ندادم . در آغاز مدیریت جدید ، با وساطت یکی از عوامل صدا و سیما جلسه ای در مرکز موسیقی گذاشته شد و پس از گفتگوی دو طرف قرار شد کارهای من مجددا پخش شود . برای مدت کوتاهی پخش کارها شروع شد و حتی پس از سال ها من در دو برنامه حوض فیروزه و شب شیشه ای شرکت کردم ولی بعد از یک زمان کوتاه این بار این صدا و سیما بود که مجددا پخش کارهای من را به حداقل رساند و الان هم غیر از شبکه پیام و رادیو جوان که به ندرت کارها را پخش میکنند از دیگر شبکه ها بخصوص شبکه های تلویزیونی اصلا پخش نمیشود.

 

 این شاعبه وجود دارد که اگر با صدا و سیما همکاری نمیکنید، پس چرا آلبوم های شما توسط شرکت سروش منتشر می شود؟فکر نمی کنید اگر با شرکت دیگری همکاری کنید ممیزی کمتری روبروی شما قرار بگیرد ؟
شرکت سروش یک شرکت وابسته به صدا و سیماست ولی با یک نگرش اقتصادی و بازرگانی به فعالیت خود ادامه میدهد . خیلی مسائل سیاسی را در تولیدات خود دخالت نمیدهند و البته مدیریت آن نیز با من مشکلی ندارد . اما اینکه چرا با شرکت های دیگر کار نمیکنم دلیل بسیار روشنی دارد . اکثر شرکت های تولید کننده موسیقی این روزها به دنبال کاسبی و تیراژ بالا هستند بنابراین خیلی علاقه ندارند روی آلبوم هایی کار کنند که مخاطب خاص دارند . متاسفانه اعتقاد و تعهد به کارهای هنری در اینگونه شرکت ها معنا ندارد . اگر روزی خود سرمایه لازم را داشته باشم آن روز میتوانم کاری را تولید کنم که کاملا با اعتقاداتم همخوانی داشته باشد ولی در شرایط فعلی بایستی به گونه ای حرکت کنم که آنهایی که آرزو داشتند و دارند که من را از صحنه هنر موسیقی حذف کنند به آرزویشان نرسند . و البته بسیاری مسائل دیگر که فعلا ترجیح میدهم سکوت کنم.

 

 همیشه خبر اجرای کنسرت شما ار خبرگزاری ها منتشر می شود اما کنسرتی اجرا نمی شود ! جریان چیست ؟
در گذشته چنین بود و واقعا چندین بار در شهرهای مختلف تا مرز اجرای برنامه پیش رفتیم ولی متاسفانه با کارشکنی های گوناگون بهم خورد . ولی اگر این روزها خبری داده میشود صحت ندارد . بعضی اوقات از من خبر میگیرند که مثلا قرار است در تابستان کنسرت برگزار کنم و آن را بکرات در رسانه ها اعلام میکنند ولی بین تصمیم ما تا تحقق فاصله بسیار است.

 

 وضعیت فعلی موسیقی داخل ایران را چگونه ارزیابی میکنید ؟ آیا آن سیر صعودی که از سال 76 شروع شد همچنان ادامه دارد؟
خیر! چندین سال است که موسیقی داخل ایران سیر نزولی را طی میکند و جایگاه خوب و منطقی را که در ابتدا بدست آورده بود از دست میدهد . موسیقی در کشور ما بلاتکلیف است . پشتیبان و حامی مشخصی ندارد . تولیدات موسیقی در دست عده ای دلال حرفه ایست که بویی از هنر نبرده اند و به هنر و هنرمند بعنوان یک کالا نگاه میکنند . هنرمندان عرصه موسیقی فرصت و امکانات لازم برای عرضه کارهای هنری خود را ندارند و به همین دلیل فاصله بین مردم و هنرمندان بسیار زیاد است . به دلیل فضای نامتعادل و آشفته کارهای خوب و بد از هم قابل تمیز نیستند و متاسفانه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در عرصه هنر موسیقی تقریبا وجود ندارد . وقتی شما در انتخاب شعر و موسیقی اختیار تام نداشته باشی و مجبور باشی در یک چارچوب مشخص حرکت نمایی ، وقتی دست و پایت در این راه بسته است، وقتی برای یک اجرای زنده از هفت خوان که نه از هفتاد خوان باید عبور نمایی و وقتی تنها کانال ارتباطیت با مردم که همان رسانه ملی یعنی صدا و سیما برویت بسته است شما بگویید در این اسارتگاه هنری چه میتوان کرد . موسیقی امروز تنها در خدمت سیاست است و بس و فضا برای رشد و تعالی این هنر تنگ تر از آن است که بتوان تصور کرد.

 

 از آلبوم جدیدتان بگویید و اینکه در چه شرایطی این آلبوم شکل گرفت و با چه هنرمندانی همکاری کردید ؟
این آلبوم نیز مانند آلبوم قبلی به سفارش شرکت سروش تهیه شده و حدود یکسال و نیم است که روی آن وقت گذاشته شده . در این آلبوم از آهنگسازانی مانند دکتر چراغعلی ، بهروز صفاریان ، امیر قدیانی ، تورج شعبانخانی و میثم مروستی بهره برده ام و البته کار آقای شعبانخانی را آقای بهرام دهقانیار تنظیم نموده . ترانه سرایان عبارتند از آقایان دکتر افشین یداللهی ، زنده یاد رهی معیری ، کاکایی و یغما گلرویی .

 
شما یک همکاری با زنده یاد بابک بیات داشته اید ، ( آهنگی به نام مسافر ) که می شود گفت متفاوت ترین اثر شماست و بیشتر حسین زمان با آن شناخته شده است، البته برای مخاطب عام. چه شد که با بابک بیات کار کردید ؟ و چرا همان یک کار ؟

کار کردن با مرحوم استاد بابک بیات برای هر خواننده ای یک افتخار بود و من نیز تلاش کردم و از ایشان خواهش کردم تا کاری را برایم بسازند و مرحوم بیات نیز با تواضع پذیرفتند . مرحوم بیات با توجه به وسواس و دقتی که داشت بطور همزمان درگیر چند کار نمیشد و به همین خاطر کار کردن با ایشان زمان بسیار زیادی را میطلبید مضافا اینکه ایشان در اواخر عمرشان ترجیح میدادند بیش از گذشته به کیفیت توجه داشته باشند تا کمیت و خوب تعجیل تهیه کنندگان و فضای موسیقی در مقطعی فشار را بر ما وارد میکرد تا زودتر به نتیجه برسیم . برای مثال آهنگ سازی ترانه مسافر به تنهایی 8 ماه طول کشید . یک نکته را نیز باید بگویم و اینکه واقعیت قضیه این بود که مرحوم بابک بیات در فضای موسیقی امروز ایران نمیگنجید و اگر هم کارهایی را انجام داد بخاطر عشقش به این آب و خاک و تواضعش بود .

 دور بودن از فضای کار موسیقی ( سکونت در کیش ) بر روی موسیقی شما لطمه وارد نمی کند ؟
نه من در اینجا آرامش و تمرکز بیشتری دارم و برای ارتباطات هنری نیز نیازی به حضور فیزیکی نیست آن هم در تهرانی که نمیتوان در آن حرکت کرد .

 هنر و سیاست چقدر به هم شبیه هستند ؟ شما با هنر کار سیاسی میکنید ؟ یا با سیاست کار هنری ؟
بگذارید با این توضیح همه چیز را در مورد این سؤال روشن کنم . هنر یعنی آگاهی بخشی و روشنگری بگونه ای زیبا و جذاب . هنرمند یعنی کسی که در مقابل مردم جامعه خود را متعهد و مسئول میداند و با درک درست از واقعیت های جامعه سعی میکند به زیباترین شکل ممکن آنها را به سمع و نظر مردم برساند . هنرمند باید با هنر خویش مقابل جهل و نادانی بایستد و پرده از ظلم و بی عدالتی حاکم بر مردم بردارد . اینها همه وظایف عامه مردم است هر کس در جایگاه خویش و در حد توان خویش ولی پارامتر زیبایی در تبیین این واقعیت ها ویژه گی هنرمند است . امیدوارم جوابتان را گرفته باشید .

 
بر روی جلد چندین آلبوم شما چنین جمله ای درج شده بود : به اهتمام فریدون شهبازیان - به چه معناست ؟ آقای شهبازیان چه کاری انجام

 می دادند؟
استاد فریدون شهبازیان با حدود نیم قرن تجربه در عرصه موسیقی کشور از صاحب نظر ترین افراد حاضر میباشند . نظارت بر ضبط ، تنظیم ، تلفیق صحیح شعر و موسیقی و نوع خواندن خواننده در استودیو از جمله کارهایی است که معمولا توسط افرادی نظیر ایشان صورت میگیرد و ایشان بارها این افتخار را نصیب اینجانب نموده اند .

در آلبوم قصه نگفته بازخوانی داشتید از آهنگ ( ایران ، ایران ) با ترانه از علیرضا میبدی و آهنگ عماد رام. چگونه به این اجرای مجدد رسیدید ؟
داستان این ترانه را بارها گفته ام . سال 59 در آمریکا مشغول تحصیل بودم که این ترانه با صدای مرحوم مازیار برای اولین بار به دستم رسید . اوایل جنگ بین ایران و عراق بود و بخاطر دارم که روزها به این ترانه گوش کردم و اشک ریختم . عاقبت هم این ترانه مرا که در انتهای تحصیلاتم بودم و از دانشجویان ممتاز دانشگاهی که در آن درس میخواندم وادار به ترک آمریکا و بازگشت به ایران کرد که البته بلافاصله پس از بازگشت نیز به جبهه جنگ رفتم . پس از شروع فعالیت هنری این ترانه را که بسیار دوست داشتم در برخی کنسرت هایم اجرا کردم که با استقبال بسیار زیادی مواجه شد . بعد ها تصمیم گرفتم این کار را بازخوانی کنم و بالاخره این اتفاق در آلبوم قصه نگفته افتاد . لازم به ذکر است این ترانه در سال 81 و در استودیو پاپ ضبط شد.
 

و سوال آخر، از دید شما هنر متعهد چیست ؟ یا بهتر بگویم هنر باید متعهد باشد یا لزومی بر تعهد نیست ! معیار سنجش تعهد  در هنر بر چه اساسی سنجیده می شود ؟

به نظرم تا حدی در پاسخ به یکی از سؤالات قبلی جواب دادم . اما اگر بخواهم آن را تکمیل بکنم باید بگویم بله قطعا هنر بایستی بر مبنای تعهد بروز نماید و هنر بی تعهد معنا ندارد . هنر با تعهد عجین است و این دو از هم قابل تفکیک نیستند . من به هنر بعنوان سرگرمی نگاه نمیکنم . تعهد در هنر رابطه مستقیم دارد با میزان تاثیر گذاری آن بر جامعه . هنر متعهد است که میتواند به رشد و پویایی و آگاهی جامعه کمک نماید در غیر اینصورت میشود ابزار دست سودجویان و فرصت طلبان همانگونه که امروز از این نوع هنر بی تعهد را بسیار نظاره گریم . هنرمند اگر فقر را ، ظلم را ، تبعیض را ، محبت را ، فداکاری را ، عشق را و بطور کلی واقعیت های تلخ و شیرین زندگی را ببیند و متاثر نشود ، ببیند و احساس وظیفه نکند و ببیند و سکوت کند به مردم خیانت کرده است . باید به این نکته نیز اشاره کنم که این روشنگری و آگاهی بخشی گاهی در قالب یک کار هنری نمایان میشود و گاهی نیز یک هنرمند موظف است در جایگاه والای هنری خود که مردم به آن اعتقاد دارند و برای آن ارزش قائلند موضع گیری و اطلاع رسانی نماید .

 

با تشکر از شما بابت وقتیکه به ما دادید.

من هم ممنونم.


پنجشنبه 2 خرداد ماه سال 1387
کنسرت حسین زمان در دانشگاه علوم پزشکی

اجرای آقای زمان در تالار ابن سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

 

اجرای این مراسم برای تجلیل از ده استاد برتر دانشگاه علوم پزشکی تهران بود، که از آقای زمان هم برای اجرای موسیقی دعوت به عمل آورده بودند.  اجرای آقای زمان با تشویق ایشان و حضورشان بر روی صحنه آغاز می شود ولی به دلیل آنکه مراسم بیش از حد پیش بینی شده به طول می انجامد، به این صورت صحبتهای خود را آغاز می کنند:

« ... به دلیل اینکه برنامه طولانی شد، من احساس می کنم که شما هم خسته شده اید، منتهی به دلیل اینکه شما حضور دارید، بنا رو بر این می گذارم که این احساس دو طرفه است و به همون اندازه که من علاقه دارم در خدمت شما باشم، شما هم انشاالله دوست دارید که ما رو هم همراهی کنید.

در جمع اساتید و بزرگان بودن یک مقدار آدم رو دستپاچه می کنه، البته ما فنی ها معمولا مقابل پزشکی ها کم نمیاریم! ولی اینجا اکثریت با شماست و یه خورده ما دست و پامون رو گم کردیم ( تشویق حضار).... استیج موسیقی همونقدر برای من عزیزه و گرامیه که کلاس درس. چون من هم مثل خیلی از شما سر کلاس حاضر می شم و مخاطبینم، دانشجوا سر کلاس هستند، ولی به جرات می گم که الان هم همون حس رو دارم، یعنی انگار سر کلاس درس هستم و باید درس پس بدم در مقابل اساتید و بزرگان و دانشجویان عزیز که حضور دارند... »

سپس ایشان در مورد زمانی که می توانند اجرا داشته باشند سوال می کنند که پس از مطلع شدن از مدت اجرا (حدود یک ساعت)، صحبتهای خود را اینگونه ادامه می دهند.

« ... اجازه بدید من با یاد و نام علی (ع) شروع بکنم و ترانه «یا مولا» رو برای شما بخونم. امیدوارم که کارهایی رو که امشب خدمتون تقدیم می کنم، مقبول باشه و سعی کردم که سه تا از کارهای جدید رو که قراره در مجموعه جدیدم در آینده نزدیک به مردم خوب و عزیزمون تقدیم بکنم، سه تا از این کارها رو برای اولین بار به شما هدیه بکنم ( تشویق حضار). قبل از اجرای ترانه جا داره که از مرحوم سید حسن حسینی یادی بکنم...»

 

 

اجرای ترانه   «یا مولا»

 

« ... یکی از ترانه های جدید رو اجرا می کنم. البته احتمالا خیلی از کارهام باید برای شما تازگی داشته باشه چون یه هفت، هشت سالی می شه که کمتر کارهای من و صدای من رو شنیدید و چهره من رو دیدید. حالا متاسفانه این توفیق از من و امثال من سلب شده تا بیشتر در خدمت جوونا باشم. بهر حال یکی از کارهای جدید رو می خونم. ترانه ای با نام «تو تنها ماندی» ...»

 

 

اجرای ترانه «تو تنها ماندی»

 

 

بعد از اتمام ترانه تو تنها ماندی ادامه می دهند: « ... ترانه ای رو اجرا می کنم که سابقا تنها ترانه ای بود که به صورت رسمی از صدا و سیما پخش می شد و شاید خیلی از شما من رو با این ترانه می شناسید...» 

 

 

اجرای ترانه «بوی تنهایی»

 

سپس ترانه «مشق عشق» رو می خونند. البته قبل از اجرا اون رو به صورت دکلمه اجرا می کنند.

 

 

اجرای ترانه  «مشق عشق»

 

بعد اینگونه ادامه می دهند: « ... من تعجب می کنم همه سر جاشون مرتب نشستن! و هیچ حرکتی انجام نمیدند!!! هیچ عکس العملی نمی بینم! ( تشویق حضار، البته با هیجان بیشتر!). خیلٍ خب، ما گذاشتیم به عهده خودتون چونکه وقتی ما میگیم بعدا باید تاوانش رو پس بدیم! ... ترانه قدیمی «کولی» رو می خونم برای جوونای قدیمی که یاد گذشته بیفتند »( تشویق حضار).

 

 

اجرای ترانه «کولی»

 

« ... یکی دیگه از ترانه های جدیدم رو اجرا می کنم که البته به سبک مدرنه، به نام «لیلی و مجنون» ...».  البته قبل اجرای ترانه اون رو بصورت دکلمه می خونند:

 

تو دنیای بزرگ ما، هر کی یه سازی می زنه

فرهاد یه کوهُ می کنه، شیرین دلش رو میشکنه

مجنون تموم عمرشو اسیر لیلی می مونه

لیلی همش از رفتنو جدایی آواز می خونه

زمونمون زمونه مجنونایِ قلابیه

به چشم لیلیای شهر لنزای سبزُ آبیه

( با گفتن « به چشم لیلیای شهر لنزای سبزُ آبیه » سالن منفجر می شه به خصوص از طرف آقایون!!! )

فرهاد کوه کن دیگه نیست، شیرین به تلخی می زنه

عاشقی از مد افتاده، عهدا یه روزه میشکنه

 

 

( تشویق حضار و اجرای ترانه  «لیلی و مجنون» ).

 

این ترانه از ترانه هایی بود که با همراهی شرکت کنندگان همراه می شه و مورد استقبال قرار می گیره ( جدا کار زیبا و شنیدنیی بود، که البته به شخصه فکر می کنم هم به دلیل شعرش بود و هم به دلیل تنظیم کار ).

 

 

« ... ترانه با تکنوازی پیانو براتون می خونم، که یه کار سنتیه در دستگاه اصفهان. حالا بعضی ها ممکنه تعجب بکنند که من کار سنتی خونده باشم، ولی خودم موسیقی سنتی رو دوست دارم و می خواستم که یه کار سنتی هم انجام داده باشم. تصنیف زیبائیست از زنده یاد رهی معیری:

دارم غم جانکاهی، شبهای سیاهی/ دور از رخ ماهی ( تشویق و همراهی با دست زدن)

نه یاری نه ههمراهی، جز قطره اشکی، جز شعله آهی ............

 

« ... من تلاش کردم که از مجموعه کارهام اونهایی رو انتخاب کنم که مطابق سلیقه همه عزیزان باشه، اساتیدمون، اونهایی که هم سن و سال خودم هستند، اونهایی که جوونترند. حالا امیدوارم که این مجموعه مورد مقبول شما افتاده باشه. منتهی من کار آخر رو که می دونم خیلی هاتون دوستش دارید، چونکه کار قدیمیه که مرحوم مازیار در سال پنجاه و نه اون رو خوندند، که من جا داره همه جا نام اون عزیز رو بیارم ترانه ایران ایرانه که منتهی اینجوری نمی خونم ( با اشاره دست این مفهوم رو می رسونند که خیلی آروم نشستید) .... یعنی ( به اطراف نگاه می کنند)  .... خُب کسی هم نیست! ... می تونید ما رو همراهی کنید ( که اینطور اشاره و صحبت کردنِ آقای زمان با خنده و تشویق حظار همراه می شه { خیلی جالب و صمیمی بود! } ). البته یه شعر رو قبلش می خونم. این شعر، شعر قشنگبه و با مُسماست. قبل از خوندن ترانه «ایران، ایران» دوست دارم همتون توجه کنید. حالا خودم هم نمی دونم چرا این شعر رو انتخاب کردم ولی خودم هم خوشم اومده.

مترسک

وسط یه دشت سنگی، که به اندازهِ دنیاست

یه کف دست خاک تب دار وسعت مزرعه ماست

سایه انداخته مترسک رو سر سمبله هامون

بس که لبهامون رو بستن، انگاری مرده صدامون

یه روزی پدر بزرگا دست تو دست هم گذاشتن

که واسه وحشت کلاغا یه مترسک اینجا کاشتن

کلاغا از اینجا رفتن، اما قصه نیمه کارست

گاهی وقتا برق خنجر پشت چشمک ستارست

کد خدامون توی خواب دید که مترسک یه رسوله

هر کی گندم بسوزونه همه حاجتاش قبوله

پیش پاهای مترسک گندمُ قربونی کردن

توی ده هرچی تبر بود، یه جایی زندونی کردن

تا مبادا یکی دستش برسه به تیغ کینه

دشت سنگی انقراض این مترسک رو ببینه

حالا دیگه این مترسک صاحب مزرعمونه

بیشتر از همه کلاغا داره گندم می سوزونه

آدمای ساده ده می گن حرفاشو شنیدن

بعضی ها دور سر اون هاله نوری رو دیدن

هیچکدوم خبر ندارن کسی پشت اون صدا نیست

نمی دونن   هاله نور جز چراغ کدخدا نیست

آهای هم غصه کاری کن که می سوزه گل گندم

نباید این مترسک هم بشه ایمان این مردم

بدهکاری به زانو هات اگه زانو زده باشی

تو راه تازه پیدا کن واسه این قوم سر در گم

شعر از یغما گلرویی

بعد از تموم شدن این شعر بشدت آقای زمان (که خیلی با شور و هیجان شعر رو می خوندند) تشویق می شه. ظاهرا همه کسانی که حضور داشتن هم غصه بودن!!!

« ... اما ترانه «ایران، ایران» که باید همتون ترجیع بندش رو حفظ باشید. « ایران، ایران، سرم روی تن من نباشه، گر که بی گانه بشه هم وطن من». دوست دارم که این ترجیع بندش رو با من هر جوری که صلاح می دونید تکرار کنید...»

پایان این ترانه با پایان اجرای آقای زمان همراه می شه که بشدت آقای زمان تشویق می شه.  بعد از اتمام مراسم اونچه که جالب بود و زیاد به چشم می اومد کسانی بودند که به آقای زمان مراجعه می کردند برای دریافت متن شعر مترسک. از نکات جالب دیگه برخورد صمیمانه و دوستانه آقای زمان با کسانی بود که برای عکس گرفتن و یا امضا به ایشون مراجعه می کردند. در ضمن تعداد خانمهای حاضر در سالن بیشتر از آقایون بود!

در پایان اگر نوشته من خسته کننده و یا نتونست حق مطلب رو ادا بکنه از شما معذرت می خوام. امیدوارم روزی آقای زمان اجرای عمومی داشته باشند تا بتونیم همه ما، با هم شرکت کنیم.

محسن کلاهچی

 


خیلیا ازم گله میکنند که اینجا رو همین جوری ول نکنم ولی باور کنید با بودن وبلاگ شخصی آقای زمان و مشغلات شخصی خودم من نمیتونم زیاد به اینجا برسم و خوشبختانه هم خود آقای زمان به سوالات متعدد دوستان پاسخ میدن و هر خبری هم که باشه دوستان بدون واسطه از خود ایشون مطلع میشن، ولی با اینحال هر گاه چنین برنامه و خبری باشه من سعی میکنم با کمک دوستان اینجا رو هم به روز کنم. جا داره از آقای کلاهچی که زحمت کشیدن و این گزارش خوب و جامع رو تهیه کردند تشکر کنم.

بعضی از دوستان در مورد عدم آپلود کردن ویدئوها در یوتیوب درخواستهایی کرده بودند که باید به استحضار دوستان برسانم که دسترسی به این سایت در اکثر نقاط کشور امکان پذیر هست و شاید نیاز به سرعت بالا برای دیدن این ویدئوها باعث میشه که دوستان خوب نتونند ازش استفاده کنند اما برای اینکه همه بتونن از این  ویدئو بهره‌مند شوند من اونارو به فرمت 3pg تبدیل کردم ولی برای دیدنشون باید از گوشیهای تلفن همراه استفاده کنید. البته اگه بتونم در یوتیوب آپ کنم حتما اونا رو یا در زخمه و یا اینجا هم میذارم.

البته چند وقت پیش آقای زمان دیداری با دوستان دانشکده هنر دانشگاه تهران داشتند که آقای کلاهچی زحمت کشیدند و چند تا عکس خوب هم انداختند که ان شا الله در یه فرصت مناسب اونا رو هم اینجا قرار میدم.

 

ویدئوی تیتراژ حوض فیروزه اینجا دانلود کنید.

 

 

اکبر یارمحمدی

 


عناوین آخرین یادداشت ها
حسین زمان به روایت خودش
حسین زمان هستم متولد 18 مرداد سال 1338 در شهر تهران . تحصیلات متوسطه را در تهران به پایان رساندم و مدرک دیپلم ریاضی خود را از دبیرستان خوارزمی ( ارشاد ) در سال 1356 دریافت نمودم .همان سال پس از موفقیت در کنکور سراسری به دانشگاه راه یافتم و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان آغاز نمودم . پس از دو ترم تحصیل به دلیل فعالیت سیاسی توسط ساواک دستگیر و از دانشگاه اخراج شدم . از آنجا که تحصیل برایم بسیار اهمیت داشت برای ادامه تحصیل به کشور آمریکا رفتم و تا شروع جنگ بین ایران و عراق در آنجا بودم . در این مدت حدود یکصد واحد دانشگاهی گذرانده بودم و چند ترم متوالی شاگرد اول کالجی بودم که در آن درس می خواندم . با شروع جنگ بلافاصله تحصیل را نیمه تمام گذاشتم و به ایران بازگشتم و در اولین فرصت راهی جبهه شدم .در تمام مدت هشت سال جنگ همزمان با ادامه تحصیلاتم از مبارزه با دشمن نیز غافل نشدم . تحصیلاتم را تا مقطع فوق لیسانس در رشته مهندسی مخابرات ادامه دادم . مبارزات سیاسی خود را از سن شانزده سالگی در دبیرستان با پخش اعلامیه و نوشتن مقالات سیاسی آغاز کردم . طی بیست سال گذشته همواره به تدریس در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و نیز تحقیق در زمینه های الکترونیک ، مخابرات و کامپیوتر مشغول بوده ام .متاهل و دارای دو فرزند به نام های زینب و ابوذر هستم .مدت نزدیک به دو سال است که در جزیره کیش ساکنم و به عنوان معاون طرح و برنامه دانشگاه و نیز عضو هیئت علمی دانشگاه کیش به فعالیت های اجرایی و تدریس مشغولم
.: صفحه نخست :.
.: پست‌الکترونیک :.

آرشیو

عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری

تعداد بازدیدکنندگان : 31921
Powered by BlogSky.com